با بررسی مقاطع مختلف تاریخ، چه تاریخ معاصر و چه تاریخ صدر اسلام همواره به افراد موثر و به اصطلاح خواصی برمیخوریم که با تصمیم گیری های درست و نادرست خود حوادث گوناگونی را رقم زدهاند از این رو پشت هر رویداد تاریخی می توان خواصی را دید که آن رخداد برگرفته از افکار و عملکردهای آنان است و در این میان به حکم «الناس علی دین ملوکهم» عوام به پیروی از خواص جامعه همواره نقش پیاده نظام و اهرم اجرای تدابیر خواص را برعهده داشتهاند که در این مرحله بحث افکار عمومی و عملیات روانی به عنوان مقدمه نفوذ دیدگاه خواص از اهمیت بالایی برخوردار است.
در اهمیت نقش خواص همین بس که اندیشه ها و عملکرد آنان گاهی جریان کربلا را رقم میزند، گاهی صلح امام حسن(ع) را و گاهی منجر به نهضتی بزرگ مثل انقلاب اسلامی و اثری ماندگار در تاریخ میشود.
فتنه سال 88 در ایران نیز رخدادی بود که به صورت هدفمند با هدایت بیگانگان و دشمنان قسم خورده نظام اسلامی و با بازی گردانی برخی خواصنمای نادان و بی بصیرت شکل گرفت و ماهها جامعه را با بحران و التهاب مواجه کرد تا آنجا که مردم در نهم دی به خروش آمدند و فتنهگران را به منجلاب انزوای بیست ساله خود راندند.
در این جریان آنچه جالب و عجیب به نظر آمد بلند شدن علم دروغین پیروی خط امام از سوی سران فتنه و سینه زدن زیر این علم و در عین حال بردن نظام اسلامی به عنوان بزرگترین یادگار حضرت امام به مسلخ امیال و هوسهای خود بود.
فراموش کردن کلام امام که «حفظ نظام از اوجب واجبات است» از سوی شیخ رجزخوان و میرِ بی نصیب و همپیاله شدن آنان با دشمنان این مرز و بوم به ناگاه ذهن را پیش فرمانده کوچک لشکر حق، شهید حسین فهمیده میبرد و که چگونه جسم کوچک و نوجوانانه اش را برای حفظ این نظام نثار انقلاب کرد و از سوی دیگر عدهای شکمپر از حرام و ناحق، چگونه نظام را به مسلخ کشاندند و مردم را سپر زیاده طلبی و هوسرانی 4 ساله حکمرانی و چپاول بیت المال قرار دادند. به راستی واژه خواص مستحق کدام گروه است؟ شهدایی که تا آخرین قطره خونشان را با عشق علاقه در راه اسلام و نظام اسلامی اهدا کردند یا پیران سیاستزده ای که طاقت دیدن استقلال کشور را ندارند؟ آیا میتوان در درک حقیقت، حسین سیزده ساله فهمیده را با شیخ 70 ساله ای که هنوز هم نفهمیده مقایسه کرد؟ آیا دروغ و تزویر و نیرنگ نماد در خط امام بودن است یا استکبارستیزی، استقلال طلبی و ایثار و جهاد و شهادت برای اسلام؟
صحبت از فهمیده ها و نفهمیده های این انقلاب در این مجال نمیگنجد لکن از خدا می خواهیم که ما را از فهمیده ها قرار دهد و با فهمیده ها محشور کند.
نکته پایانی این که مقام معظم رهبری از سالیان دور تاکنون بر مباحث مختلفی برای عوام و خواص جامعه تاکید داشتهاند ایشان در ابتدا مساله عوام و خواص را مطرح کردند و بر ضرورت هوشیاری خواص تاکید داشتند لکن در سالهای اخیر گویا از برخی خواص قطع امید کرده از این رو مساله بصیرت را برای هر دو دسته عوام و خواص مطرح کردهاند و در دیدارهای مختلف خود با اقشار گوناگون بر آن تاکید داشته اند. امید است مردم که در بحران های سی ساله این انقلاب نشان داده اند از بسیاری از خواص، خاصترند روز به روز بر آگاهی و بصیرت خود بیفزاید که امروز شعار «دانستن حق مردم است» جای خود را به «بصیرت داشتن حق مردم است» داده است./پایان
موضوع مطلب : موسوی, بصیرت, کروبی, حسین فهمیده, شیخ نفهمیده, عوام, خواص