ارسال شده توسط روح الله عباسپور در 28/10/90:: 11:36 صبح
در فضای آزاداندیشی و تبادل افکار و اندیشهها باید این فرصت به همه داده شود تا بتوانند حرفها و نظرات خود را بازگو کنند تا از دل این زد و خورد عقاید یک اندیشه جامع و راهکاری اجرایی برای عرصههای مختلف کشور بیرون بیاید.
سخنان افروغ در پارک ملت به مذاق بسیاری از دوستداران ولایت خوش نیامد و نسبت به آن واکنش نشان دادند هرچند تجربه نشان داده که از جناب افروغ انتظاری بیش از این نبود. قصد آن را ندارم که دیدگاههای افروغ را به نقد بنشینم چرا که هر روز دیدگاههایی از این تندتر را در دانشگاهها و مجامع دیگر میشنویم و تا آنجا که از وسعمان برآید پاسخ میدهیم لکن دو نکته وجود دارد. نخست این که طرح چنین بحثهایی به صورت یک طرفه آن هم در یک برنامه تلوزیونی کار صحیحی نیست چرا که نوعی مصداق شبههپراکنی است و عوام هرگز به دنبال پاسخ شبهاتی که با زبان ساده از رسانه ملی پخش میشود نمیروند و از اینگونه شبهات هم برداشت درستی ندارند، هرچند چنین شبهاتی از زبان کسانی همچون کدیور بارها مطرح شده و افراد مختلف هم پاسخ آن را گفتهاند.
از سوی دیگر دفاع ما از ولایت باید بر اساس منطق و دانش باشد وگرنه نتیجه عکس میدهد از این رو جای این بحثها اساسا در محافل علمی است و اگر هم قرار است رسانهای شود باید به صورت مناظره باشد تا مردم جواب شبهه را هم دریافت کنند و اگر منتقد واقعا نکته درستی مطرح میکند از او حمایت کنند.
نکته دیگر این که اگر نگاه تیزبینانهای به وضعیت کنونی کشور بیندازیم و وضعیت جهانی، فشارهای بین المللی، فعالیت قوای سهگانه، احزاب، گروهها و شخصیتهای مختلف را به دقت کنکاش کنیم و در این میان گوشه چشمی هم به جایگاه رهبری و مطالبات ایشان داشته باشیم میبینیم که ایشان واقعا تنها هستند و ملت ایران به چشم دید که چگونه معتمدین رهبری در شرایط حساس پشت ایشان را خالی کردند و اگر بگوییم رهبری به تنهایی کشور را از فتنه 88 نجات داد حرف گزافی نزدهایم، خوب با این همه فشاری که حضرت آیت الله خامنهای در این جایگاه حساس تحمل و با تمام توان برای این ملت پدری میکنند شایسته نیست شبهاتی از رسانه ملی پخش شود و جایگاه سیاسی و اجتماعی و اقتداری که لازمه این جایگاه است مورد هجمه قرار گیرد.
و در پایان؛ اگر همین آقایان خواص (خواصنما) که در طول سالهای پس از انقلاب صحنههای مختلف و شرایط گوناگون را دیدهاند به جای شبهه پراکنی و تلاش برای رسیدن به مال و مکنت به بررسی آثار تصمیمات رهبری در مقاطع حساس بپردازند پرده از خیلی واقعیتها برداشته میشود و همه میفهمند که آن روزی که دیپلماتهای ما در افغانستان کشته شدند و همه آقایان و مسؤولان بالاتفاق دستور حمله صادر کردند تنها رهبری ایستادگی کرد و ما را از داخل شدن در یک جنگ خانمانسوز حفظ کرد و از این موارد بسیار است لکن به نفع برخی نیست که بازگو شود برای همین هیچگاه چنین مسائلی را مطرح نمیکنند./ پایان
ارسال شده توسط روح الله عباسپور در 13/6/90:: 1:5 عصر

دیروز توی یکی از این شبکههای ماهواره ای یه برنامهای نشون میداد که یه گروه بیکار طرفدار پادشاهی جمع شده بودند و یه آدم کچل موفرفری عصبانی براشون سخنرانی میکرد. برای ما که توی ایران زندگی می کنیم و هرشب 20:30 رو میبینیم و بعد یا قبلش برنامه دکتر معتضد رو دنبال می کنیم خیلی جالب بود که یه مشت کت و شلوار پوش کروات زده چطور تاریخ این مملکت رو هرطور که می خوان و به نفعشونه تفسیر و تحلیل می کنن. چون متن صحبتهای این طرفدار پادشاهی رو ننوشتم صحبتاشو تیتروار مینویسم؛
1- شهید شیخ فضلالله نوری فردی منفور و حقه باز بود. (استغفرالله)
2- اشتباه نهضت ملی این بود که دنبال امام راه افتاد و پذیرفت که شیخ فضل الله نوری مشروطه خواه واقعی بوده در حالی که مشروطه را شیخ نابود کرد. (البته این فرد نگفت چرا شیخ با مشزوطه ای داشت تبدیل به استبداد مضاعف می شد مخالفت کرد)
3- رضا شاه فردی دلسوز، مدیر و مدبر بود و از دخالت بیگانگان در امور کشور به شدت نگران بود. (البته ایشون نگفت رضا خان خودش با دخالت انگلیس و آمریکا و با کودتا حکومت رو به دست گرفت والبته نگفت که فرق دلسوزی با جنایت، تدبیر با دیکتاتوری و مدیریت با حکمرانی با زور اسلحه چیه.)
4- قاجار انسانهای بی لیاقت و بی کفایتی بودند که طی دو قرارداد ننگین بخشهایی از کشور را از دست دادند و بسیاری از منابع ملی را به عنوان امتیاز واگذار کردند. (باز جای شکرش باقیه که از قاجار دفاع نکرد)
نکته جالبی که در صحبتهای این فرد عصبانی نمود داشت این که فقط پادشاهی پهلوی رو قبول داشت و پهلویها رو مبرا از هر گونه عیب و خطایی میدونست البته فکر کنم ایشون کتاب خاطرات مستر همفر رو نخونده و از کاپیتولاسیون و قراردادهای اینجوری هم اصلا خبر نداره.
جالب این که این طرفدار پادشاهی چنان از رضا شاه با آب و تاب صحبت و تعریف و تمجید میکرد که گویا رضا شاه نماد مردمسالاری در دویست سال گذشته این کشور است. کسی که به قانون هیچ وقعی نمینهاد و دیکتاتوریاش زبانزد عام و خاص است تا جایی که از او به استبداد کبیر یاد می کنند چه شده که حالا پاک و منزه شده؟
با خودم گفتم اگر امروز ما ننویسیم که کروبی و موسوی دیکتاتور صفت پس از انتخابات چه کردند، چگونه قانون را زیر پا گذاشتند، جوانان را به کشتن دادند، امنیت را از بین بردند و با آمریکا و اسراییل برای کسب 4 سال قدرت چطور همپیاله شدند فرداهای نه چندان دور از این دو قانونگریز خائن وطن فروش به عنوان نماد مردمسالاری و قهرمان ملی یاد خواهد شد. / پایان
ارسال شده توسط روح الله عباسپور در 31/5/90:: 6:34 عصر

سومالی کشوری در شاخ آفریقا با حدود 11 میلیون جمعیت این روزها از خبرسازترین کشورهای جهان است. مرگ روزانه 5 کودک در این کشور دل هر انسانی را به درد می آورد. این روزها بحث کمکهای انسان دوستانه در رسانهها به ویژه در داخل کشور به شدت قوت گرفته و هر کس میکوشد به اندازه وسعش کمکی به قحطی زدگان آن دیار کند. لکن این تنها یک روی سکه است. اگر سالها هم به مردم این کشور کمکهای مالی شود وضعشان از این بهتر نمیشود. به جای کیسههای برنج باید برایشان کتاب فرستاد، باید فرهنگشان را تغییر داد. چرا که درد اصلی آنها استعمارزدگی است نه خشکسالی و قحطی.
چرا کشوری که معادن سنگ آهن، ژیپس و اورانیوم دارد باید این همه گرسنه داشته باشد. معادنی که به دلیل عقبماندگی تکنولوژی و نبود امکانات و کارشناسان فنی یا به بهرهبرداری نمیرسد یا با ثمن بخث به جیب آمریکا و انگلیس میرود. چرا در سومالی تنها یک دانشگاه وجود دارد، چه کسی مانع رشد و پیشرفت علمی مردمان آن سامان است. چه کسی از اعتلای مردم آفریقا وحشت دارد. چرا همین مردم فقیر، گرسنه و بیسواد آفریقا به راحتی به انواع اسلحههای روز دسترسی دارند و اگر پای جنگ داخلی در میان باشد اسلحه از دستشان نمی افتد.
هر جا پای حرامیان کت و شلوار پوشیده و کروات زده آمریکایی و اروپایی به آنجا باز شود یقههای سفید و لبخندهای شیطانیشان هوش از سر کسانی چون موسوی و کروبی میرباید و نجاتشان را در گرو حرفهای قشنگی میپندارند که سالهاست وسیله ای برای استعمار فرانو شده است، استعمار جدیدی که دیگر با لشکرکشی همراه نیست بلکه کافیست کج اندیشانی که «ما نمیتوانیم» در مغز کوچکشان رسوب کرده را به مجلس و دولت بفرستند تا همه منابع یک کشور را چپاول کنند و اگر نتوانستند با هزاران خدعه و نیرنگ آن کشور را تحریم کنند و بعد هم از مردن کودکانش از گرسنگی ابراز تاسف کنند. این همان شعار دموکراسی، حقوق بشر و آزادی و سلاح یقه سفیدهای مکار و حیلهگر است.
در این میان از نقش عربهای شکم باره شهوتران هم نباید چشم پوشید که اینها از صهیونیستها کثیفترند، صهیونیستها با همه حرامی بودنشان شمشیر را از رو بستهاند و به حیوان صفتی خود میبالند ولی سران اسیر شکم و شهوت کشورهای عرب بر سر منقل هر کس که تعارفشان کند مینشینند و با اسم اسلام تیشه به ریشه اسلام میزنند.
اللهم اجعل عاقبه امورنا خیرا /
ارسال شده توسط روح الله عباسپور در 30/5/90:: 4:58 عصر
شب نوزدهم ماه مبارک رمضان پس از اذان یکی از شبکه های تلویزیون نماز جماعت مقام معظم رهبری در حسینیه امام خمینی(ره) رو گذاشته بود که بیشتر مامومین سران مملکت بودن. از احمدی نژاد تا برخی استاندارا. البته از سیاهی ریش و موی سر حاج محمود معلوم بود که این فیلم برای چند سال پیشه.
خوب دو تا چیز توی این فیلم خیلی تابلو بود. یکی این که همه مشکی پوشیده بودن، دوم این که همه لباس زمستونی مثل بلوز و کاپیشن تنشون بود. خندم گرفت گفتم کارگردان محترم دنبال یه فیلم بوده که به مناسبت شب ضربت خوردن امام علی(ع) همه مشکیپوش باشن حواسش نبوده که همه کاپیشن پوش هم هستند. یادمه چند سال پیش یکی از این مسؤولان سیما می گفت ما تو انتخاب فیلم سینمایی برای نشون دادن تو ایام مختلف خیلی دقت می کنیم که تناسب وجود داشته باشه مثلا فیلم برف و بوران و سرما رو توی تابستون پخش نمی کنیم. گفتم کاش اینجا هم یه کم دقت می کردن که نماز زمستون رو تو تابستون پخش نکنن. / پایان
کلمات کلیدی :
ارسال شده توسط روح الله عباسپور در 27/5/90:: 11:34 صبح

طلایهداران بیانیه و اغتشاش آفرینی را بفرستید لندن تا ببینند پلیسهای آنگولاساکسون چقدر مهربانی می کنند با معترضان. آن هم نه اعتراضی که با یک دروغ بزرگ شروع شده باشد. این اعتراض مرفهین بی درد و بالاشهر نشینهای لندن نیست. اعتراض به ممنوعیت برگزاری پارتی های شبانه مختلط نیست. اعتراض به نبود آزادیهای حیوانی نیست. در لندن کسی به خاطر این که سر کیسه بیتالمال را از جیب پدرش بیرون کشیده اند به خیابان نیامده تا شعار بدهد و مردم را برای اغتشاش تحریک کند. آنگولاساکسون ها از ظلم اقتصادی و اجتماعی به ستوه آمده اند. از این که باید ماهی 40 درصد از سود و درآمدشان را مالیات دهند تا بی بی سی چرخش بچرخد و در سرتاسر دنیا چموشی کند. از این که کارتن خوابها هر روز بیشتر میشوند و عروسی میلیاردی برای شاهزاده گرفته میشود. از این که صاحبان قدرت مردم را هیچ انگاشتهاند. 
موسوی و کروبی را ببرید لندن تا کمی دموکراسی بیاموزند. یا ببریدشان سومالی، همانجا که آمار و ارقامش را موقع انتخابات تابلو کرده بودند و میخواستند وضعیت آنجا را به جای ایران به خورد مردم بدهند و بگویند وامصیبتا کشور در حال نابودی است.
کاغذ و قلم به دستشان بدهید تا بیانیه صادر کنند و وضعیت اسف بار قحطی زدگان سومالی را نتیجه سیاستهای ناکارآمد دولت و نظام اسلامی برشمرند. یا در اعتراض به کمکهای مردم و دولت به قحطی زدگان بگویند واویلا که ما در کشور خودمان وضعمان بسیار بدتر از سومالی است چرا به اینها کمک می کنید. چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. بروید به فقرای ولنجک و زعفرانیه و قیطریه و نیاوران کمک کنید که بندگان خدا از شدت فقر هر روز در کورس ماشینهای مدل بالایشان جان عزیزانشان از دست میرود.
موسوی و کروبی را بفرستید سومالی تا نتیجه دل بستن به آمریکا و اسراییل را ببینند بلکه شب قدر توبه کنند از انحرافشان./ پایان
ارسال شده توسط روح الله عباسپور در 10/12/89:: 8:20 عصر
اظهارات مضحک کروبی و مواضع لجوجانه، کودکانه و احمقگونه موسوی (این پت و مت ایران زمین) این روزها با حرفها و مواضع انحصارگرایانه قذافی بسیار شبیه به هم است.
قذافی چندی پیش پس از ادعای شیعه بودنش!!! گفته بود «چه کسی گفته تنها ایرانیها مدافع حریم اهل بیت هستند؟! عاشورا از ماست، نبی اکرم از ماست و ما شیعه رسول خداییم، ما شیعه علی هستیم، ما شیعه امام حسن و امام حسین و دوستدار فاطمه زهراییم، تاریخ علی بن ابیطالب از ماست و ما اولویت داریم که مدافع حریم اهل بیت باشیم تا دیگران»
اینها را قذافی گفته بود، ولی نگفته بود امام موسی صدر را برای چه ربوده و سالها حق حیات و آزادی را برایش محدود کرده است. اتفاقا پت و مت هم خود را خط امامی معرفی کردند و می کنند و با همین دروغ بزرگ عده ای را فریب دادند. پت مت خیلی کوشیدند تا امام و خط امام را برای خود مصادره کنند ولی ملت باهوشتر و با بصیرت تر از آن بودند که این کلاه گشاد بر سرشان رود.
حماقت و خرفتی که پاپیچ برخی سالخوردگان روانپریش میشود به حدی این لر شجاع و داماد لرستان را در برگرفته که اولی نمیفهمد کارآمدی یک فرد محافظ مسلح به مراتب بهتر از سگ محافظ است و دومی منافقان را مردان خداجو برمیشمرد. حماقت این دو به حدی است که با دشمنان قسم خورده ملت هم کاسه و دست به دامان اسراییل و آمریکا و منافقین شدند.
قذافی جای دیگری گفته «همه مردم لیبی مرا دوست دارند» و پت و مت هم از شدت خودبرتربینی باورشان نمیشد که اکثریت مردم، گفتمان انقلاب را می پسندند نه وابستگی و پارس کردن برای خوشآیندی بوش و اوباما را، که سرانجام ذلت در برابر غرب همان است که بر سر بن علی، مبارک و قذافی آمد.
قذافی در روزهای نخستین اعتراضات مردم لیبی، وجود هرگونه اعتراض در طرابلس را رد کرده بود، پت و مت هم نهم دی و 22 بهمن را تکذیب کردند و گفتند مردمی که نه دی و 22 بهمن در خیابان ها دیدید از شهرهای دیگر برای گرفتن ساندیس آمده بودند.
موسوی بر خلاف آنچه نشان می دهد هیچ علاقه ای به امام ندارد، چرا که پدر معنویاش حبیبالله پیمان و عضو جنبش سوسیالیستهای مسلمان است، دلیل بر آن مانیفستی که به قول خود سالها روی آن کار کرده به رشته تحریر درآورده که سراسر افکار سوسیالیستی است.
اما کروبی هم بیشتر به یک جک سیاسی می ماند که بیچاره فکر می کرد «همه مردم ایران او را دوست دارند».
به هرحال رفتار این دو دیوانه قدرت نشان میدهد که چقدر انحصارطلب و دیکتاتور مآبند به حدی که حتی تحمل شکست در یک انتخابات ساده را هم ندارند.
آرزوی مرگ برای این دو انگل سیاسی، اجتماعی کمترین چیزی است که می توان داشت تا جامعه از شر آنها راحت شود و دوباره آرامش به کشور بازگردد. آمین
ارسال شده توسط روح الله عباسپور در 6/11/89:: 11:36 صبح

عجیب است از فتنهگران که احکام بازی سیاسی نمیدانند، هنوز عده فتنهگریشان پایان نرسیده سر و دم میجنبانند که ما هم هستیم و جالب آنکه شرط هم دارند برای بازگشتشان.
عده فتنه دو سال و ده روز است و عدهاش هم رجعی نیست چون نهم دی مردم طلاق سوم را بر پیشانیشان چسباندند. تازه عده که تمام شود گریزی از محلل نیست.
البته نظام هنوز هم امید به توبهتان دارد ولی لحن سرکشتان نشان می دهد که هنوز رنگ و بو و مزه فتنه میدهید، باید به جاری صداقت و یکرویی متصل شوید تا از فتنه پاک شوید و با کرّ ولایت غسل کنید و چله نشین درگاه مردم شوید تا شاید شما را ببخشند.
نظام که با شما دشمنی نداشت، داشتیم و داشتید زندگی میکردید، بیبی سی و صدای آمریکا و فارسی وان ذهنتان را شست که چه اشکال دارد همزمان با چند نفر باشیم، «من راضی، تو راضی، چی شد؟ کو؟ کجاست ناراضی؟»
به هر حال باز هم دشمنی با شما نداریم، ذهنتان را از افکار لیبرالیستی پاک کنید تا مقبول شوید، اصلا انزوا و شکستتان بخاطر همین شعار «ما نمیتوانیم» است که اندیشه لیبرالیستی چهل شب جمعه در گوشتان خواند و فوت کرد به روحتان. وگرنه قبل تر ها که به اسلام اعتقادکی داشتید میدان هم داشتید و مسؤولیت هم.
تکلیفتان را یکسره کنید، یا شما هم لندن نشین شوید یا باز گردید در پناه رحمت اسلامی نظام. ولی شرط دارد، نفاق نداشته باشید. ما لبخند نمیخواهیم، دستتان را میخواهیم که در دست ما باشد نه در دست دخترکان ایتالیایی و جورج سروس و قاتلان علیمحمدی و شهریاری.
خود دانید.
ما تا آخرین قطره خون با ولایتیم ./پایان
کلمات کلیدی : موسوی، کروبی، فتنه، عده، رجعی